تبلیغات
دلنوشته‌های بهاری - خانواده غیر سیاسی!!! آقای هاشمی رفسنجانی
دلنوشته‌های بهاری
دست در دست هم دهیم به مهر.... بریم ددر!!!
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


سلام
من خودم هستم،

مدیر وبلاگ : j.m
نویسندگان

این مطلب رو در مورد معرفی خانواده  آقای هاشمی رفسنجانی از زبان خودشان در سایت رسمی ایشان دیده و خوانده‌اید اما من هم این متن را شاید بیش از 20 بار مرور کرده‌ام و هر بار تنها چیزی که از این متن دستگیرم شده یک سری ابهام جدید نسبت به مرتبه قبل بوده، احساس میکنم اگر این متن را به عنوان یک تکلیف درسی در اختیار دانشجو یا طلابی که درس منطق می‌خونن قرار بدهند رتبه برتر مغالطه نویسی را به دست میاورد که آنچنان ماهرانه با مقدمات باطل به نتایج محیر‌العقول باطل و در مواردی حتی صحیح می‌رسد که آدم لذت می‌برد!!!

همان جمله اول که «خانوده من وارد سیاست نشدند» گویای محتوای غنی در فن استفاده از مغالطه می‌باشد، مطالب داخل{} نظرات و لو سطحی اینجانب به عنوان یک شهروند معمولی می‌باشد تا چه در نظر آید و چه قبول افتد:

در سال ۱۳۳۷ در رفسنجان برایم خواستگاری کردند؛ دختر حجت‌الاسلام آسید محمد صادق مرعشی که اسناد رسمی داشتند و از تحصیلات حوزوی بهره‌مند بودند. همسرم از خانواده‌ای است روحانی، از فامیل بزرگ مرعشی و نوه حضرت آیت ا... سید کاظم طباطبائی یزدی صاحب کتاب عروة الوثقی که جایگاه معتبری در همه حوزه‌ها دارد. ثمره این ازدواج پنج فرزند به ترتیب: (فاطمه، محسن، فائزه، مهدی، یاسر) هستند. دخترانم با پسران آقای لاهوتی که یکی پزشک و دیگری دندانپزشک است، ازدواج کردند که قرار این ازدواج در آخرین زندان زندان اوین که در آنجا هم زندان بودیم گذاشته شد.
خانواده من وارد سیاست نشدند. {البته سیاست را چه بدانیم و چه معنا کنیم تا با بقیه متن همخوانی داشته باشد خود جای بحث است} دخترانم یکی وارد کار ورزش {چون اصولا ورزش از سیاست جداست در ضمن شما نمایندگی مجلس، حضور در تجمعات، مجله زن روز، حضور در فتنه سال 88 و... اینا رو فاکتور بگیرین!!!} دیگری وارد بنیاد بیماران خاص شدند {اونجا هم از عالم سیاست خبری نیست و همه با مرگ دست و پنجه نرم می‌کنند}. پسرانم، محسن که در اروپا جزو انجمن اسلامی بود که زمینه سیاسی داشت{ولی ایشان اصلا تو انجمن حتی یک بار هم وارد سیاست نشدند!!!}. به ایران آمد، مشغول کار در موشک‌سازی شد {عالم موشک و رفتن به هوا و زدن هواپیمای دشمن و مقر عراقی‌ها رو چه به سیاست!!!}. رشته‌اش مربوط به بدنه موشک‌سازی بود و به همین خاطر تحصیلش را نیمه‌کاره رها کرد و آمد. چون به او نیاز داشتیم. کارش مخفی بود و بعد به بازرسی رئیس جمهوری آمد{ که قرار بود کارهای غیر سیاسی دفتر ریاست جمهوری رو زیر نظر بگیرن!!!} که آنهم کاری مخفی بود {چون اصولا سیاست با مخفی‌کاری بیگانه است وگرنه اگر میخواست وارد سیاست شود باید شفاف‌سازی می‌شد}و . کسی را می‌خواستیم که از اطلاعات سوء استفاده نکند {و با سیاست بیگانه باشد}. بعد به مترو رفت که الان هم هست {و هنوز هم اجازه ورود به میدان سیاست به او نداده‌آم}. مهدی به صنعت علاقه داشت و فهمید که وضع ما در دریا ضعیف است {و کسی رو برای زیرآبی رفتن نداشتیم}. صنایع دریایی ما خیلی ضعیف بود. او دنبال سکوسازی و لوله‌های کف آب و حفاری در دریا رفت که وابسته بودیم{خاصیت زیر آب هم اینه که آدم هیچ صدایی رو نمی‌شنوه حتی دعواهای سیاسی}. آخرش به پارس جنوبی و عسلویه رسید و الان به CNG رفت که برای صرفه‌جویی و محیط‌زیست خوب است. یاسر هم با آقای فروزش وزیر سابق جهاد سازندگی درباره خود کفایی پنیر کار می‌کرد. آن موقع مشکل ما در کشور این بود که کسی دنبال صنایع تبدیلی نمی‌رفت {همه دنبال سیاست بودند و این میدان رو خالی گذاشته بودند که آقا یاسر این کمبود رو جبران کرد}. دامداران مشکل داشتند و پنیر هم وارداتی بود. مشاور وزیر بود، ولی این سمت برای راه‌اندازی کارش بود {و الا اصلش این بود که سیاست رو یاد بگیره که اگر بعدا نیاز شد ازش استفاده کنیم!!!}. الان هم در دفتر من در مرکز تحقیقات است {دیدی گفتم اون پنیر سازی مقدمه اومدن به مرکز تحقیقات بوده}. پس بچه‌های ما در کار سیاست نیامدند {و نخواهند آمد هیچ وقت!!!! حتی اگه گنده‌تر ار فتنه 88 پیش بیاد}. اما حُسن یا اشکالی وجود دارد که خیلی بی‌رودربایستی برخورد می‌کنند. مخفی‌کاری و ریاکاری نمی‌کنند و هر چه هستند، نشان می‌دهند{خب عدم دخول درسیاست یعنی همین دیگه!!! پس چی؟}. در کارهایی که به آنها مربوط نیست دخالت می‌کنند {مثلا تو 25 بهمن میرن خرید شب عید و دست مردم رو هم میگیرن تا یه وقت با آتیش سطل آشغاغلای تهران نسوزند یا در کارهای آموزشی و پژوهشی دانشگاه آزاد و عزل و نصبهای پدرشون دخالت دارن و همین دیگه!!!}. این روش در جامعه ما باب نیست{و ما سعی میکنیم این روش رو در کمترین زمان ممکن جا بندازیم که همه تو کارهای غیر مرتبط دخالت کنند این‌جوری کارها خوب پیش میره}. به معنای مصطلح {اططلاح علوم سیاسی تعریف شده به وسیله خانواده اینجانب که در رشته‌های علمی علوم سیاسی هنوز نیومده}وارد سیاست نشدند، ولی وارد میدان (انقلاب، منیریه، فلسطین، امام حسین، پس کوچه‌هاش، توی دانشگاه، سایت جمهوریت و هر جایی که خلاصه به رنگ سبز بود} شدند. البته یک بحث اساسی دارم که می‌توانستم جلویشان را بگیرم که معلم شوید و یا درس بخوانید و اینکه پسر رئیس‌جمهور هستید، برایتان بس است {دیگه چه کار به فتنه و انگلیس و آمریکا و عروسی الجزایر و کانادا و .... کارخانجات خودروسازی و باغ‌های پسته رفسنجان و قم و برج‌سازی و... اینا دارین!!!}. اگر این تفکر عام شود، بچه‌های شخصیت‌ها نمی‌توانند کار کنند که نوعاً دلسوز هستند {مثل همین بچه‌های خود من}. فرهنگ درستی نیست. البته شاید بعضی‌ها سوء استفاده کنند {که فرزندان من تا الانش خداییش این کار رو نکردن}. شاید بعضی‌ها راضی باشند که بچه‌هایشان هیچ کاری نکنند و نانی بخورند و بگردند {مثل همین بچه‌های پایین شهری و کارگران و کشاورزان روستایی}. چرا باید این گونه باشند؟ حداقل باید مثل مردم عادی کار کنند {مثلا برن مسافرکشی یا جوراب فروشی کنار خیابون}. جرمشان این است که پدرشان مسئولیت بالایی دارد {همین و والسلام}. هر مدیری در سطح خود می‌تواند این مشکل را داشته باشد. آن طرفش هم سخت است. دستشان به خاطر قدرت باز باشد و سوء استفاده کنند، که نقطه فسادانگیزی است. خودم مواظبت می‌کردم که آلوده نشوند {الان هم تو انگلیس مثل آب زلال پاک و بی‌آلایش دارن زندگی می‌کنن و اگر شد ماهیانه چند سفر، نشد همون یه سفر رو مثل فائزه برن چند تا کشور اروپایی یه هوایی تازه کننن و برگردن البته با کمترین هزینه!!! ممکن}. ضمن اینکه نمی‌خواستم جلویشان را بگیرم که برای مملکت کار نکنند {اگر این کار رو میکردم تو این قحط‌الرجال کنونی مملکت از هم پاشیده بود}. دلم برای مملکت می‌سوزد و هر کسی که کار می‌کند، خوشم می‌آید. مثلاً در ورزش بانوان شاید کسی جز فائزه من نمی‌توانست این طلسم را بشکند {فقط قحط‌الرجال که نیست چندین سال بود گرفتار قحط‌النساء هم بودیم}. همین بنیاد بیماری‌های خاص ده پانزده سال است دارد کار می‌کند، ولی هنوز در کشور فاجعه است {و تا فاطمه هست فاجعه در این حد باقی می‌مونه، همین که بخواد بره باید از کشورهای دیگه برای نعش کشی، آمبولانس زمینی و هوایی اجاره کنیم!!!‌ نمیرسیم که}. بیماری‌های بد هموفیلی، تالاسمی، سرطان و کلیوی متولی مشخص نداشتند {الان همشون خدا رو شکر متولی داره و هیچ مشکلی در این قسمت‌ها نخواهیم داشت تا چندین سال خیالمون راحته!!}. در خانواده ما هیچ چیز تحمیلی نیست {حتی سفر به انگلیس، اخذ دکتری از اونجا یا نرفتن به راهپیمایی 25 بهمن}. در مورد خود من هم نبود. همیشه با انتخاب و آزادی کار کردیم . گاهی پدرم سخت‌گیری‌هایی می‌کرد{که اون هم خیلی مهم نبود}. ما سخت‌گیری نمی‌کنیم که بچه‌ها چه شغلی انتخاب می‌کنند {چون یک شغل اصلا شغل به حساب نمیاد بلکه سخت‌گیری ما از این جهت است که حتما باید چند شغله باشند}. البته تا حدی که کار بدی نکنند و مباح و عادی باشد {عادی یعنی همون ریاست دفتر دانشگاه آزاد و اسکله‌های نفتی و مرکز تحقیقات استراتژیک و مباحش هم خب معلومه همین رفتن تو تظاهرات و راه اندازی سایتهایی مثل جمهوریت با هزینه بیت‌المال از دانشگاه آزاد برای انتخابات}. از دور مواظبم که مسایل دینی و عقاید و اعمال عبادی را رها نکنند {چون از نزدیک اصلا قابل کنترل نیستند}. مثلاً به گونه‌ای ترتیب می‌دهم که صبح‌ها برای نماز بیدار شوند{جل‌الخالق!!!}. اما سعی می‌کنم خودشان انتخاب کنند {بیدار هم نشدند طوری نیست آسمون که به زمین نمیاد}. احتیاجی به اوقات‌تلخی نداریم که فضای عاطفی خانواده را بهم بزنیم {اینقدر دلخوشی داریم که فرصت اوقات تلخی پیش نمیاد، پول، مسئولیت، مدیریت، سفرهای داخلی و خارجی، الی ماشاءالله}. می‌دانند که اگر خلافی از آنها ببینم، نمی‌گذرم {تبعیدشون میکنم انگلیس و میگم حق ندارین دیگه فعلا برگردین ایران}. اینکه چگونه جبران کنند، بستگی به شرایط من دارد {الان هم که شرایط همچین خیلی هم بر وفق مراد نیست نیازی به جبران هم نمی‌بینم تا بعد!!!}. لذا مجموعه‌ای داریم که هم مواظبت مرئی و غیرمرئی در آن هست و هم آزاد می‌شوند و هر کاری که می‌خواهند ولو با سلیقه من نسازد دنبال می‌کنند. مثلاً دلم می‌خواست یکی از بچه‌هایم طلبه شود. اما آنها انتخاب نکردند {خدایا هزاران مرتبه بر نعمتهایت شکر} و من هم نگفتم حتماً بروید طلبه شوید {همین کارهای عادی و مباح!!!‌کفایت می‌کند‌.} معمولاً روحانیون معروف یکی از بچه‌هایشان را طلبه می‌کنند تا وارث آنها در آن بخش باشند {من که نه معروف هستم و نه ارثی در آن بخش دارم!!! که وارث بخوام}. من به خودشان واگذار کردم {هر چه می‌خواهد دل تنگشان انجام بدن دو روزه دنیا ارزش این حرفا رو نداره} .

{راستی کجای اینا سیاسی بود؟!!!!،‌اصلا بوی سیاست به مشامتون خورد؟ من که چیزی نفهمیدم}

 

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 7 مهر 1390
چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 10:27 ق.ظ
پیامبر اکرم صلوات الله علیه
ای علی همانا تو تقسیم کننده بهشت و جهنمی
عیون اخبار الرضا.ج1.ص30


سلام علیکم مومن
ولادت اسدالله الغالب علی ابن ابی طالب بر شما مبارک
دعا کنید لطفا
عاقبتتون بخیر به حق حضرت ابوتراب
پنجشنبه 18 آبان 1391 06:52 ب.ظ
بسمه تعالی
سلام دوست و همکار عزیز
متن خوبی بود بی تردید وقت کذاشته‌ای تا متن را تهیه نمایید
امید است همیشه در عرصه وبلاگ نویسی موفق و موید باشید
ارادتمند
زارع قراملکی
سه شنبه 31 مرداد 1391 11:37 ب.ظ
با سلام خدمت شما و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما در ماه مبارک رمضان به خصوص شبهای قدر.
عید سعید فطر عید بندگی رو به شما تبریک میگم.
انشاءالله که امسال سال ظهور آقامون باشه و چشمانمون به جمال نورانی حضرت روشن بشه.
اللهم عجل لولیک الفرج.
موفق باشید.
سه شنبه 31 مرداد 1391 11:36 ب.ظ
با سلام خدمت شما و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما در ماه مبارک رمضان به خصوص شبهای قدر.
عید سعید فطر عید بندگی رو به شما تبریک میگم.
انشاءالله که امسال سال ظهور آقامون باشه و چشمانمون به جمال نورانی حضرت روشن بشه.
اللهم عجل لولیک الفرج.
موفق باشید.
پنجشنبه 19 آبان 1390 12:07 ب.ظ
سلام وبلاگ خوبی داری..
ایشالا همیشه موفق باشی..
j.mسلام از نظرتون ممنون ولی وبلاگتون باز نشد متاسفانه
شنبه 30 مهر 1390 11:51 ب.ظ
به ما سر نمی زنید
شنبه 23 مهر 1390 10:55 ب.ظ
سلام دوست گرامی از مطلب جالبتان استفاده کردیم
با بهایی پژوهی به روزم
شنبه 9 مهر 1390 11:32 ق.ظ
همینطور كه نوشتین هیچ كدام از فعالیت های های ذكر شده سیاسی نبوده بل در راستای اعتلای فرهنگی این مرزو بوم بوده است!!!!!!!!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی