تبلیغات
دلنوشته‌های بهاری - نظریه داروینیسیم
دلنوشته‌های بهاری
دست در دست هم دهیم به مهر.... بریم ددر!!!
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


سلام
من خودم هستم،

مدیر وبلاگ : j.m
نویسندگان
سوال: آیا انسان تراکم یافته یا تکامل یافته نسل میمون است:
جواب:

در میان دانشمندان علوم طبیعى دور فرضیه درباره آفرینش موجودات زنده، اعم از گیاهان و جانداران، وجود داشته است:

الف: فرضیه تكامل انواع یا" ترانسفورمیسم"

كه مى‏گوید انواع   موجودات زنده در آغاز به شكل كنونى نبودند، بلكه آغاز موجودات تك سلولى در آب اقیانوسها و از لابلاى لجنهاى اعماق دریاها با یك جهش پیدا شدند، یعنى موجودات بى جان در شرائط خاصى قرار گرفتند كه از آنها نخستین سلولهاى زنده پیدا شد.

این موجودات ذره‏بینى زنده تدریجا تكامل یافتند و از نوعى به نوع دیگر تغییر شكل دادند، از دریاها به صحراها و از آن به هوا منتقل شدند، و انواع گیاهان و انواع جانوران آبى و زمینى و پرندگان به وجود آمدند.

كاملترین حلقه این تكامل همین انسانهاى امروزند كه از موجوداتى شبیه به میمون، و سپس میمونهاى انسان‏نما ظاهر گشتند.

ب- فرضیه ثبوت انواع یا" فیكسیسم"

كه مى‏گوید انواع جانداران هر كدام جداگانه از آغاز به همین شكل كنونى ظاهر گشتند، و هیچ نوع به نوع دیگر تبدیل نیافته است، و طبعا انسان هم داراى خلقت مستقلى بوده كه از آغاز به همین صورت آفریده شده است.

دانشمندان هر دو گروه براى اثبات عقیده خود مطالب فراوانى نوشته‏اند و جنگها و نزاعهاى زیادى در محافل علمى بر سر این مساله در گرفته است، تشدید این جنگها از زمانى شد كه لامارك (دانشمند جانورشناس معروف فرانسوى كه در اواخر قرن 18 و اوائل قرن 19 مى‏زیست) و سپس داروین دانشمند جانورشناس انگلیسى كه در قرن نوزدهم مى‏زیست نظرات خود را در زمینه تكامل انواع با دلائل تازه‏اى عرضه كرد.

 

دلائل طرفداران تكامل.

به آسانى مى‏توان استدلالات آنها را در سه قسمت خلاصه كرد:

1.      مطالعات طبقات مختلف زمین نشان مى‏دهد كه موجودات زنده، از صورتهاى ساده‏تر به صورتهاى كاملتر و پیچیده‏تر تغییر شكل داده‏اند.تنها راهى كه اختلاف و تفاوت فسیلها را مى‏توان با آن تفسیر كرد، همین فرضیه تكامل است.

2.      دلیل دیگر قرائنى است كه از" تشریح مقایسه‏اى" جمع‏آورى كرده‏اند، آنها طى بحثهاى مفصل و طولانى مى‏گویند هنگامى كه استخوان بندى حیوانات مختلف را تشریح كرده، با هم مقایسه كنیم شباهت زیادى در آنها مى‏بینیم كه نشان مى‏دهد همه از یك اصل گرفته شده‏اند.

3.      سومین دلیل آنها قرائتى است كه از" جنین‏شناسى" بدست آورده‏اند و معتقدند اگر حیوانات را در حالت جنینى كه هنوز تكامل لازم را نیافته‏اند در كنار هم بگذاریم خواهیم دید كه جنینها قبل از تكامل در شكم مادر، یا در درون تخم تا چه اندازه با هم شباهت دارند، این نیز تایید مى‏كند كه همه آنها در آغاز از یك اصل گرفته شده‏اند.

پاسخهاى طرفداران ثبوت انواع

ولى طرفداران فرضیه ثبوت انواع یك پاسخ كلى به تمام این استدلالات دارند و آن اینكه هیچیك از این قرائن قانع كننده نیست، البته نمى‏توان انكار كرد كه هر یك از این قرائن سه‏گانه احتمال تكامل را در ذهن به عنوان یك" احتمال ظنى" توجیه مى‏كند، ولى هرگز یقین آور نخواهد بود.

به عبارت روشنتر اثبات فرضیه تكامل، و تبدیل آن از صورت یك فرضیه به یك قانون علمى و قطعى، یا باید از طریق دلیل عقلى بوده باشد، و یا از طریق آزمایش و حس و تجربه، و غیر از این دو راهى نیست.

اما از یك سو مى‏دانیم دلائل عقلى و فلسفى را به این مسائل، راهى نیست، و از سوى دیگر دست تجربه و آزمایش از مسائلى كه ریشه‏هاى آن در میلیونها سال قبل نهفته است كوتاه است!.

آنچه ما با حس و تجربه درك مى‏كنیم این است تغییرات سطحى با گذشت زمان به صورت جهش" موتاسیون" در حیوانات و گیاهان رخ مى‏دهد، مثلا از نسل گوسفندان معمولى ناگهان گوسفندى متولد مى‏شود كه پشم آن با پشم گوسفندان معمولى متفاوت است، یعنى بسیار لطیفتر و نرمتر مى‏باشد، و همان سرچشمه پیدایش نسلى در گوسفند بنام" گوسفند مرینوس" مى‏شود، با این ویژگى در پشم.

و یا اینكه حیواناتى بر اثر جهش، تغییر رنگ چشم یا ناخن و یا شكل پوست بدن و مانند آن پیدا مى‏كند.

ولى هیچكس تا كنون جهشى ندیده است، كه دگرگونى مهمى در اعضاى اصلى بدن یك حیوان ایجاد كند و یا نوعى را به نوع دیگر مبدل سازد.

بنا بر این ما تنها مى‏توانیم حدس بزنیم كه تراكم جهشها ممكن است یك روز سر از تغییر نوع حیوان در بیاورد، و مثلا حیوانات خزنده را تبدیل به پرندگان كند، ولى این حدس هرگز یك حدس قطعى نیست، بلكه تنها یك مساله ظنى است چرا كه ما هرگز با جهشهاى تغییر دهنده اعضاء اصلى به عنوان یك حس و تجربه روبرو نشده‏ایم.

از مجموع آنچه گفته شد چنین نتیجه مى‏گیریم كه دلائل سه گانه طرفداران ترانسفورمیسم نمى‏تواند این نظریه را از صورت یك فرضیه فراتر برد، و به همین دلیل آنها كه دقیقا روى این مسائل بحث مى‏كنند، همواره از آن به عنوان" فرضیه تكامل انواع" سخن مى‏گویند نه قانون و اصل.

 

قرآن و مساله تكامل

جالب اینكه هم طرفداران تكامل انواع و هم منكران آن یعنى آنها كه در میان مسلمین بوده‏اند به آیات قرآن براى اثبات مقصد خویش تمسك جسته‏اند، ولى شاید هر دو گروه گاهى تحت تاثیر عقیده خود به آیاتى استدلال كرده‏اند كه كمتر ارتباطى با مقصود آنها داشته است، لذا ما از هر دو طرف آیاتى را انتخاب مى‏كنیم كه قابل بحث و مذاكره باشد.

مهمترین آیه‏اى كه طرفداران تكامل روى آن تكیه مى‏كنند، آیه 33 سوره آل عمران است إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى‏ آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِینَ:" خداوند آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برگزید".

آنها مى‏گویند همانگونه كه نوح و آل ابراهیم و آل عمران در میان امتى زندگى مى‏كردند و از میان آنها برگزیده شدند، همچنین آدم نیز باید چنین باشد، یعنى در عصر و زمان او انسانهایى كه نام" عالمین" (جهانیان) بر آنها گزارده شده، حتما وجود داشته‏اند و آدم برگزیده خدا از میان آنهاست، و این نشان مى‏دهد كه آدم اولین انسان روى زمین نبوده است، بلكه قبل از او انسانهاى دیگرى بوده‏اند و امتیاز آدم همان جهش فكرى و معنوى او است كه سبب برگزیده شدنش از افراد همسانش شد.

آیات متعدد دیگرى نیز ذكر كرده‏اند، كه بعضى از آنها اصلا ارتباط با مساله تكامل ندارد، و تفسیر آن به تكامل بیشتر از قبیل تفسیر به راى است، و قسمتى دیگر، هم با تكامل انواع سازگار است، و هم با ثبوت آنها و خلقت مستقل آدم،

اما ایرادى كه به این استدلال مى‏توان كرد این است كه" عالمین" اگر به معنى مردم معاصر بوده باشد و اصطفاء (برگزیدن) حتما باید از میان چنین اشخاصى صورت گیرد، این استدلال قابل قبول خواهد بود، اما اگر كسى بگوید" عالمین" اعم از معاصران و غیر معاصران است، همانگونه كه در حدیث معروف در  فضیلت بانوى اسلام حضرت فاطمه (سلام اللَّه علیها) از پیامبر اسلام ص نقل شده كه مى‏فرماید: اما ابنتى فاطمه فهى سیدة نساء العالمین من الاولین و الآخرین:" دخترم فاطمه بانوى زنان جهان از اولین و آخرین است". در این صورت آیه فوق دلالتى بر این مقصود نخواهد داشت و درست به این میماند كه كسى بگوید خداوند، عده‏اى را از میان انسانها (انسانهاى تمام قرون و اعصار) برگزید كه یكى از آنها آدم است در این صورت هیچ لزومى ندارد كه در عصر و زمان آدم، انسانهاى دیگرى وجود داشته باشند كه نام عالمین بر آنها اطلاق گردد و یا آدم از میان آنها برگزیده شود. به خصوص اینكه سخن در برگزیدن خدا است خدایى كه از آینده و نسلهایى كه در زمانهاى بعد مى‏آیند به خوبى آگاه بوده است .

و اما مهمتر دلیلى كه طرفداران ثبوت انواع از آیات قرآن، انتخاب كرده‏اند، آیات مورد بحث و مانند آن است كه مى‏گوید:

خداوند انسان را از گل خشك كه از گل تیره رنگ بد بوى گرفته شده بود آفریده جالب اینكه این تعبیر هم در مورد خلقت" انسان" گفته شده (وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ- آیه 26 حجر) و هم درباره" بشر" (وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّی خالِقٌ بَشَراً مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ- آیه 28 حجر) و هم به قرینه ذكر سجده فرشتگان بعد از آن در مورد شخص آدم آمده است ظاهر این آیات در بدو نظر چنین مى‏گوید كه آدم نخست از گل تیره رنگى آفریده شد و پس از تكمیل اندام، روح الهى در آن دمیده شد و به دنبال آن فرشتگان در برابر او به سجده افتادند، بجز ابلیس.

طرز بیان این آیات چنین نشان مى‏دهد كه میان خلقت آدم از خاك و پیدایش صورت كنونى انواع دیگرى وجود نداشته است.

و تعبیر به" ثم" كه در بعضى از آیات فوق آمده و در لغت عرب براى" ترتیب با فاصله" آورده مى‏شود، هرگز دلیل بر گذشتن ملیونها سال و وجود هزاران نوع نمى‏باشد، بلكه هیچ مانعى ندارد كه اشاره به فاصله‏هایى باشد كه در میان مراحل آفرینش آدم از خاك و سپس گل خشك و سپس دمیدن روح الهى وجود داشته.

لذا همین كلمه" ثم" درباره خلقت انسان در عالم جنین و مراحلى را كه پشت سر هم طى مى‏كند آمده است، مانند: یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ ... ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ:" اى مردم اگر تردید در رستاخیز دارید (به قدرت خدا در آفرینش انسان بیندیشید) كه ما شما را از خاك آفریدیم سپس از نطفه. سپس از خون بسته شده، سپس از مضغه (پاره گوشتى كه شبیه گوشت جویده است) ... سپس شما را به صورت طفلى خارج مى‏سازیم، سپس به مرحله بلوغ مى‏رسید" (سوره حج آیه 5).

ملاحظه مى‏كنید كه هیچ لزومى ندارد" ثم" براى یك فاصله طولانى باشد، بلكه همانگونه كه در فواصل طولانى به كار مى‏رود در فاصله‏هاى كوتاه هم استعمال مى‏شود.

از مجموع آنچه در بالا گفتیم چنین نتیجه مى‏گیریم كه آیات قرآن هر چند مستقیما در صدد بیان مساله تكامل یا ثبوت انواع نیست، ولى ظواهر آیات (البته در خصوص انسان) با مساله خلقت مستقل سازگارتر است، هر چند كاملا صریح نیست اما ظاهر آیات خلقت آدم بیشتر روى خلقت مستقل دور مى‏زند، اما در مورد سایر جانداران قرآن سكوت دارد.

                      

برگرفته از تفسیر نمونه 




نوع مطلب :
برچسب ها : داروینیسم، انسان از نسل میمون، مسگرآباد، مسجد رسول اکرم ص، مسعودیه،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 17 فروردین 1394
دوشنبه 17 فروردین 1394 04:44 ب.ظ
من رفتم روی مونوبلاگ وبلاگ ساختم تو هم یکی بساز، خیلی زود بازدیدش بالا میره
دوشنبه 17 فروردین 1394 10:40 ق.ظ
میخوای افراد بیشتری مطالبت رو بخونند؟


پس وبلاگت رو توی سایت مونوبلاگ بساز
www.monoblog.ir

مونوبلاگ اولین سیستم وبلاگدهی فارسی تایید شده توسط موتور جستجوگر گوگله!!

همیشه مطالب صفحه اول گوگل قرار میگیره!!!


!!!!!!وبلاگسازی مدرن رو با مونوبلاگ تجربه کن!!!!!!

www.monoblog.ir
دوشنبه 17 فروردین 1394 10:10 ق.ظ
سلام و ادب و احترام امیداورم سال خوبی آغاز کرده باشید
دوست گلم وب جالبی داری ممنون میشم سری به ما هم بزنی و با هم تبادل لینک داشته باشیم مرررسی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی