تبلیغات
دلنوشته‌های بهاری
دلنوشته‌های بهاری
دست در دست هم دهیم به مهر.... بریم ددر!!!
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


سلام
من خودم هستم،

مدیر وبلاگ : j.m
نویسندگان

این مطلب رو در مورد معرفی خانواده  آقای هاشمی رفسنجانی از زبان خودشان در سایت رسمی ایشان دیده و خوانده‌اید اما من هم این متن را شاید بیش از 20 بار مرور کرده‌ام و هر بار تنها چیزی که از این متن دستگیرم شده یک سری ابهام جدید نسبت به مرتبه قبل بوده، احساس میکنم اگر این متن را به عنوان یک تکلیف درسی در اختیار دانشجو یا طلابی که درس منطق می‌خونن قرار بدهند رتبه برتر مغالطه نویسی را به دست میاورد که آنچنان ماهرانه با مقدمات باطل به نتایج محیر‌العقول باطل و در مواردی حتی صحیح می‌رسد که آدم لذت می‌برد!!!

همان جمله اول که «خانوده من وارد سیاست نشدند» گویای محتوای غنی در فن استفاده از مغالطه می‌باشد، مطالب داخل{} نظرات و لو سطحی اینجانب به عنوان یک شهروند معمولی می‌باشد تا چه در نظر آید و چه قبول افتد:

در سال ۱۳۳۷ در رفسنجان برایم خواستگاری کردند؛ دختر حجت‌الاسلام آسید محمد صادق مرعشی که اسناد رسمی داشتند و از تحصیلات حوزوی بهره‌مند بودند. همسرم از خانواده‌ای است روحانی، از فامیل بزرگ مرعشی و نوه حضرت آیت ا... سید کاظم طباطبائی یزدی صاحب کتاب عروة الوثقی که جایگاه معتبری در همه حوزه‌ها دارد. ثمره این ازدواج پنج فرزند به ترتیب: (فاطمه، محسن، فائزه، مهدی، یاسر) هستند. دخترانم با پسران آقای لاهوتی که یکی پزشک و دیگری دندانپزشک است، ازدواج کردند که قرار این ازدواج در آخرین زندان زندان اوین که در آنجا هم زندان بودیم گذاشته شد.
خانواده من وارد سیاست نشدند. {البته سیاست را چه بدانیم و چه معنا کنیم تا با بقیه متن همخوانی داشته باشد خود جای بحث است} دخترانم یکی وارد کار ورزش {چون اصولا ورزش از سیاست جداست در ضمن شما نمایندگی مجلس، حضور در تجمعات، مجله زن روز، حضور در فتنه سال 88 و... اینا رو فاکتور بگیرین!!!} دیگری وارد بنیاد بیماران خاص شدند {اونجا هم از عالم سیاست خبری نیست و همه با مرگ دست و پنجه نرم می‌کنند}. پسرانم، محسن که در اروپا جزو انجمن اسلامی بود که زمینه سیاسی داشت{ولی ایشان اصلا تو انجمن حتی یک بار هم وارد سیاست نشدند!!!}. به ایران آمد، مشغول کار در موشک‌سازی شد {عالم موشک و رفتن به هوا و زدن هواپیمای دشمن و مقر عراقی‌ها رو چه به سیاست!!!}. رشته‌اش مربوط به بدنه موشک‌سازی بود و به همین خاطر تحصیلش را نیمه‌کاره رها کرد و آمد. چون به او نیاز داشتیم. کارش مخفی بود و بعد به بازرسی رئیس جمهوری آمد{ که قرار بود کارهای غیر سیاسی دفتر ریاست جمهوری رو زیر نظر بگیرن!!!} که آنهم کاری مخفی بود {چون اصولا سیاست با مخفی‌کاری بیگانه است وگرنه اگر میخواست وارد سیاست شود باید شفاف‌سازی می‌شد}و . کسی را می‌خواستیم که از اطلاعات سوء استفاده نکند {و با سیاست بیگانه باشد}. بعد به مترو رفت که الان هم هست {و هنوز هم اجازه ورود به میدان سیاست به او نداده‌آم}. مهدی به صنعت علاقه داشت و فهمید که وضع ما در دریا ضعیف است {و کسی رو برای زیرآبی رفتن نداشتیم}. صنایع دریایی ما خیلی ضعیف بود. او دنبال سکوسازی و لوله‌های کف آب و حفاری در دریا رفت که وابسته بودیم{خاصیت زیر آب هم اینه که آدم هیچ صدایی رو نمی‌شنوه حتی دعواهای سیاسی}. آخرش به پارس جنوبی و عسلویه رسید و الان به CNG رفت که برای صرفه‌جویی و محیط‌زیست خوب است. یاسر هم با آقای فروزش وزیر سابق جهاد سازندگی درباره خود کفایی پنیر کار می‌کرد. آن موقع مشکل ما در کشور این بود که کسی دنبال صنایع تبدیلی نمی‌رفت {همه دنبال سیاست بودند و این میدان رو خالی گذاشته بودند که آقا یاسر این کمبود رو جبران کرد}. دامداران مشکل داشتند و پنیر هم وارداتی بود. مشاور وزیر بود، ولی این سمت برای راه‌اندازی کارش بود {و الا اصلش این بود که سیاست رو یاد بگیره که اگر بعدا نیاز شد ازش استفاده کنیم!!!}. الان هم در دفتر من در مرکز تحقیقات است {دیدی گفتم اون پنیر سازی مقدمه اومدن به مرکز تحقیقات بوده}. پس بچه‌های ما در کار سیاست نیامدند {و نخواهند آمد هیچ وقت!!!! حتی اگه گنده‌تر ار فتنه 88 پیش بیاد}. اما حُسن یا اشکالی وجود دارد که خیلی بی‌رودربایستی برخورد می‌کنند. مخفی‌کاری و ریاکاری نمی‌کنند و هر چه هستند، نشان می‌دهند{خب عدم دخول درسیاست یعنی همین دیگه!!! پس چی؟}. در کارهایی که به آنها مربوط نیست دخالت می‌کنند {مثلا تو 25 بهمن میرن خرید شب عید و دست مردم رو هم میگیرن تا یه وقت با آتیش سطل آشغاغلای تهران نسوزند یا در کارهای آموزشی و پژوهشی دانشگاه آزاد و عزل و نصبهای پدرشون دخالت دارن و همین دیگه!!!}. این روش در جامعه ما باب نیست{و ما سعی میکنیم این روش رو در کمترین زمان ممکن جا بندازیم که همه تو کارهای غیر مرتبط دخالت کنند این‌جوری کارها خوب پیش میره}. به معنای مصطلح {اططلاح علوم سیاسی تعریف شده به وسیله خانواده اینجانب که در رشته‌های علمی علوم سیاسی هنوز نیومده}وارد سیاست نشدند، ولی وارد میدان (انقلاب، منیریه، فلسطین، امام حسین، پس کوچه‌هاش، توی دانشگاه، سایت جمهوریت و هر جایی که خلاصه به رنگ سبز بود} شدند. البته یک بحث اساسی دارم که می‌توانستم جلویشان را بگیرم که معلم شوید و یا درس بخوانید و اینکه پسر رئیس‌جمهور هستید، برایتان بس است {دیگه چه کار به فتنه و انگلیس و آمریکا و عروسی الجزایر و کانادا و .... کارخانجات خودروسازی و باغ‌های پسته رفسنجان و قم و برج‌سازی و... اینا دارین!!!}. اگر این تفکر عام شود، بچه‌های شخصیت‌ها نمی‌توانند کار کنند که نوعاً دلسوز هستند {مثل همین بچه‌های خود من}. فرهنگ درستی نیست. البته شاید بعضی‌ها سوء استفاده کنند {که فرزندان من تا الانش خداییش این کار رو نکردن}. شاید بعضی‌ها راضی باشند که بچه‌هایشان هیچ کاری نکنند و نانی بخورند و بگردند {مثل همین بچه‌های پایین شهری و کارگران و کشاورزان روستایی}. چرا باید این گونه باشند؟ حداقل باید مثل مردم عادی کار کنند {مثلا برن مسافرکشی یا جوراب فروشی کنار خیابون}. جرمشان این است که پدرشان مسئولیت بالایی دارد {همین و والسلام}. هر مدیری در سطح خود می‌تواند این مشکل را داشته باشد. آن طرفش هم سخت است. دستشان به خاطر قدرت باز باشد و سوء استفاده کنند، که نقطه فسادانگیزی است. خودم مواظبت می‌کردم که آلوده نشوند {الان هم تو انگلیس مثل آب زلال پاک و بی‌آلایش دارن زندگی می‌کنن و اگر شد ماهیانه چند سفر، نشد همون یه سفر رو مثل فائزه برن چند تا کشور اروپایی یه هوایی تازه کننن و برگردن البته با کمترین هزینه!!! ممکن}. ضمن اینکه نمی‌خواستم جلویشان را بگیرم که برای مملکت کار نکنند {اگر این کار رو میکردم تو این قحط‌الرجال کنونی مملکت از هم پاشیده بود}. دلم برای مملکت می‌سوزد و هر کسی که کار می‌کند، خوشم می‌آید. مثلاً در ورزش بانوان شاید کسی جز فائزه من نمی‌توانست این طلسم را بشکند {فقط قحط‌الرجال که نیست چندین سال بود گرفتار قحط‌النساء هم بودیم}. همین بنیاد بیماری‌های خاص ده پانزده سال است دارد کار می‌کند، ولی هنوز در کشور فاجعه است {و تا فاطمه هست فاجعه در این حد باقی می‌مونه، همین که بخواد بره باید از کشورهای دیگه برای نعش کشی، آمبولانس زمینی و هوایی اجاره کنیم!!!‌ نمیرسیم که}. بیماری‌های بد هموفیلی، تالاسمی، سرطان و کلیوی متولی مشخص نداشتند {الان همشون خدا رو شکر متولی داره و هیچ مشکلی در این قسمت‌ها نخواهیم داشت تا چندین سال خیالمون راحته!!}. در خانواده ما هیچ چیز تحمیلی نیست {حتی سفر به انگلیس، اخذ دکتری از اونجا یا نرفتن به راهپیمایی 25 بهمن}. در مورد خود من هم نبود. همیشه با انتخاب و آزادی کار کردیم . گاهی پدرم سخت‌گیری‌هایی می‌کرد{که اون هم خیلی مهم نبود}. ما سخت‌گیری نمی‌کنیم که بچه‌ها چه شغلی انتخاب می‌کنند {چون یک شغل اصلا شغل به حساب نمیاد بلکه سخت‌گیری ما از این جهت است که حتما باید چند شغله باشند}. البته تا حدی که کار بدی نکنند و مباح و عادی باشد {عادی یعنی همون ریاست دفتر دانشگاه آزاد و اسکله‌های نفتی و مرکز تحقیقات استراتژیک و مباحش هم خب معلومه همین رفتن تو تظاهرات و راه اندازی سایتهایی مثل جمهوریت با هزینه بیت‌المال از دانشگاه آزاد برای انتخابات}. از دور مواظبم که مسایل دینی و عقاید و اعمال عبادی را رها نکنند {چون از نزدیک اصلا قابل کنترل نیستند}. مثلاً به گونه‌ای ترتیب می‌دهم که صبح‌ها برای نماز بیدار شوند{جل‌الخالق!!!}. اما سعی می‌کنم خودشان انتخاب کنند {بیدار هم نشدند طوری نیست آسمون که به زمین نمیاد}. احتیاجی به اوقات‌تلخی نداریم که فضای عاطفی خانواده را بهم بزنیم {اینقدر دلخوشی داریم که فرصت اوقات تلخی پیش نمیاد، پول، مسئولیت، مدیریت، سفرهای داخلی و خارجی، الی ماشاءالله}. می‌دانند که اگر خلافی از آنها ببینم، نمی‌گذرم {تبعیدشون میکنم انگلیس و میگم حق ندارین دیگه فعلا برگردین ایران}. اینکه چگونه جبران کنند، بستگی به شرایط من دارد {الان هم که شرایط همچین خیلی هم بر وفق مراد نیست نیازی به جبران هم نمی‌بینم تا بعد!!!}. لذا مجموعه‌ای داریم که هم مواظبت مرئی و غیرمرئی در آن هست و هم آزاد می‌شوند و هر کاری که می‌خواهند ولو با سلیقه من نسازد دنبال می‌کنند. مثلاً دلم می‌خواست یکی از بچه‌هایم طلبه شود. اما آنها انتخاب نکردند {خدایا هزاران مرتبه بر نعمتهایت شکر} و من هم نگفتم حتماً بروید طلبه شوید {همین کارهای عادی و مباح!!!‌کفایت می‌کند‌.} معمولاً روحانیون معروف یکی از بچه‌هایشان را طلبه می‌کنند تا وارث آنها در آن بخش باشند {من که نه معروف هستم و نه ارثی در آن بخش دارم!!! که وارث بخوام}. من به خودشان واگذار کردم {هر چه می‌خواهد دل تنگشان انجام بدن دو روزه دنیا ارزش این حرفا رو نداره} .

{راستی کجای اینا سیاسی بود؟!!!!،‌اصلا بوی سیاست به مشامتون خورد؟ من که چیزی نفهمیدم}

 

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 7 مهر 1390
http://basijpress.ir/fa/news-details/47103/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B9%D9%84%DB%8C--%D8%B9--%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%86%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%A1-%D8%A7%D9%84%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86%D8%AF/



نوع مطلب :
برچسب ها : مسگراباد، مسعودیه، تهران، مسجد رسول اکرم ص،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 21 اردیبهشت 1394
سوال: آیا انسان تراکم یافته یا تکامل یافته نسل میمون است:
جواب:

در میان دانشمندان علوم طبیعى دور فرضیه درباره آفرینش موجودات زنده، اعم از گیاهان و جانداران، وجود داشته است:

الف: فرضیه تكامل انواع یا" ترانسفورمیسم"

كه مى‏گوید انواع   موجودات زنده در آغاز به شكل كنونى نبودند، بلكه آغاز موجودات تك سلولى در آب اقیانوسها و از لابلاى لجنهاى اعماق دریاها با یك جهش پیدا شدند، یعنى موجودات بى جان در شرائط خاصى قرار گرفتند كه از آنها نخستین سلولهاى زنده پیدا شد.

این موجودات ذره‏بینى زنده تدریجا تكامل یافتند و از نوعى به نوع دیگر تغییر شكل دادند، از دریاها به صحراها و از آن به هوا منتقل شدند، و انواع گیاهان و انواع جانوران آبى و زمینى و پرندگان به وجود آمدند.

كاملترین حلقه این تكامل همین انسانهاى امروزند كه از موجوداتى شبیه به میمون، و سپس میمونهاى انسان‏نما ظاهر گشتند.

ب- فرضیه ثبوت انواع یا" فیكسیسم"

كه مى‏گوید انواع جانداران هر كدام جداگانه از آغاز به همین شكل كنونى ظاهر گشتند، و هیچ نوع به نوع دیگر تبدیل نیافته است، و طبعا انسان هم داراى خلقت مستقلى بوده كه از آغاز به همین صورت آفریده شده است.

دانشمندان هر دو گروه براى اثبات عقیده خود مطالب فراوانى نوشته‏اند و جنگها و نزاعهاى زیادى در محافل علمى بر سر این مساله در گرفته است، تشدید این جنگها از زمانى شد كه لامارك (دانشمند جانورشناس معروف فرانسوى كه در اواخر قرن 18 و اوائل قرن 19 مى‏زیست) و سپس داروین دانشمند جانورشناس انگلیسى كه در قرن نوزدهم مى‏زیست نظرات خود را در زمینه تكامل انواع با دلائل تازه‏اى عرضه كرد.

 

دلائل طرفداران تكامل.

به آسانى مى‏توان استدلالات آنها را در سه قسمت خلاصه كرد:

1.      مطالعات طبقات مختلف زمین نشان مى‏دهد كه موجودات زنده، از صورتهاى ساده‏تر به صورتهاى كاملتر و پیچیده‏تر تغییر شكل داده‏اند.تنها راهى كه اختلاف و تفاوت فسیلها را مى‏توان با آن تفسیر كرد، همین فرضیه تكامل است.

2.      دلیل دیگر قرائنى است كه از" تشریح مقایسه‏اى" جمع‏آورى كرده‏اند، آنها طى بحثهاى مفصل و طولانى مى‏گویند هنگامى كه استخوان بندى حیوانات مختلف را تشریح كرده، با هم مقایسه كنیم شباهت زیادى در آنها مى‏بینیم كه نشان مى‏دهد همه از یك اصل گرفته شده‏اند.

3.      سومین دلیل آنها قرائتى است كه از" جنین‏شناسى" بدست آورده‏اند و معتقدند اگر حیوانات را در حالت جنینى كه هنوز تكامل لازم را نیافته‏اند در كنار هم بگذاریم خواهیم دید كه جنینها قبل از تكامل در شكم مادر، یا در درون تخم تا چه اندازه با هم شباهت دارند، این نیز تایید مى‏كند كه همه آنها در آغاز از یك اصل گرفته شده‏اند.

پاسخهاى طرفداران ثبوت انواع

ولى طرفداران فرضیه ثبوت انواع یك پاسخ كلى به تمام این استدلالات دارند و آن اینكه هیچیك از این قرائن قانع كننده نیست، البته نمى‏توان انكار كرد كه هر یك از این قرائن سه‏گانه احتمال تكامل را در ذهن به عنوان یك" احتمال ظنى" توجیه مى‏كند، ولى هرگز یقین آور نخواهد بود.

به عبارت روشنتر اثبات فرضیه تكامل، و تبدیل آن از صورت یك فرضیه به یك قانون علمى و قطعى، یا باید از طریق دلیل عقلى بوده باشد، و یا از طریق آزمایش و حس و تجربه، و غیر از این دو راهى نیست.

اما از یك سو مى‏دانیم دلائل عقلى و فلسفى را به این مسائل، راهى نیست، و از سوى دیگر دست تجربه و آزمایش از مسائلى كه ریشه‏هاى آن در میلیونها سال قبل نهفته است كوتاه است!.

آنچه ما با حس و تجربه درك مى‏كنیم این است تغییرات سطحى با گذشت زمان به صورت جهش" موتاسیون" در حیوانات و گیاهان رخ مى‏دهد، مثلا از نسل گوسفندان معمولى ناگهان گوسفندى متولد مى‏شود كه پشم آن با پشم گوسفندان معمولى متفاوت است، یعنى بسیار لطیفتر و نرمتر مى‏باشد، و همان سرچشمه پیدایش نسلى در گوسفند بنام" گوسفند مرینوس" مى‏شود، با این ویژگى در پشم.

و یا اینكه حیواناتى بر اثر جهش، تغییر رنگ چشم یا ناخن و یا شكل پوست بدن و مانند آن پیدا مى‏كند.

ولى هیچكس تا كنون جهشى ندیده است، كه دگرگونى مهمى در اعضاى اصلى بدن یك حیوان ایجاد كند و یا نوعى را به نوع دیگر مبدل سازد.

بنا بر این ما تنها مى‏توانیم حدس بزنیم كه تراكم جهشها ممكن است یك روز سر از تغییر نوع حیوان در بیاورد، و مثلا حیوانات خزنده را تبدیل به پرندگان كند، ولى این حدس هرگز یك حدس قطعى نیست، بلكه تنها یك مساله ظنى است چرا كه ما هرگز با جهشهاى تغییر دهنده اعضاء اصلى به عنوان یك حس و تجربه روبرو نشده‏ایم.

از مجموع آنچه گفته شد چنین نتیجه مى‏گیریم كه دلائل سه گانه طرفداران ترانسفورمیسم نمى‏تواند این نظریه را از صورت یك فرضیه فراتر برد، و به همین دلیل آنها كه دقیقا روى این مسائل بحث مى‏كنند، همواره از آن به عنوان" فرضیه تكامل انواع" سخن مى‏گویند نه قانون و اصل.

 

قرآن و مساله تكامل

جالب اینكه هم طرفداران تكامل انواع و هم منكران آن یعنى آنها كه در میان مسلمین بوده‏اند به آیات قرآن براى اثبات مقصد خویش تمسك جسته‏اند، ولى شاید هر دو گروه گاهى تحت تاثیر عقیده خود به آیاتى استدلال كرده‏اند كه كمتر ارتباطى با مقصود آنها داشته است، لذا ما از هر دو طرف آیاتى را انتخاب مى‏كنیم كه قابل بحث و مذاكره باشد.

مهمترین آیه‏اى كه طرفداران تكامل روى آن تكیه مى‏كنند، آیه 33 سوره آل عمران است إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى‏ آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِینَ:" خداوند آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برگزید".

آنها مى‏گویند همانگونه كه نوح و آل ابراهیم و آل عمران در میان امتى زندگى مى‏كردند و از میان آنها برگزیده شدند، همچنین آدم نیز باید چنین باشد، یعنى در عصر و زمان او انسانهایى كه نام" عالمین" (جهانیان) بر آنها گزارده شده، حتما وجود داشته‏اند و آدم برگزیده خدا از میان آنهاست، و این نشان مى‏دهد كه آدم اولین انسان روى زمین نبوده است، بلكه قبل از او انسانهاى دیگرى بوده‏اند و امتیاز آدم همان جهش فكرى و معنوى او است كه سبب برگزیده شدنش از افراد همسانش شد.

آیات متعدد دیگرى نیز ذكر كرده‏اند، كه بعضى از آنها اصلا ارتباط با مساله تكامل ندارد، و تفسیر آن به تكامل بیشتر از قبیل تفسیر به راى است، و قسمتى دیگر، هم با تكامل انواع سازگار است، و هم با ثبوت آنها و خلقت مستقل آدم،

اما ایرادى كه به این استدلال مى‏توان كرد این است كه" عالمین" اگر به معنى مردم معاصر بوده باشد و اصطفاء (برگزیدن) حتما باید از میان چنین اشخاصى صورت گیرد، این استدلال قابل قبول خواهد بود، اما اگر كسى بگوید" عالمین" اعم از معاصران و غیر معاصران است، همانگونه كه در حدیث معروف در  فضیلت بانوى اسلام حضرت فاطمه (سلام اللَّه علیها) از پیامبر اسلام ص نقل شده كه مى‏فرماید: اما ابنتى فاطمه فهى سیدة نساء العالمین من الاولین و الآخرین:" دخترم فاطمه بانوى زنان جهان از اولین و آخرین است". در این صورت آیه فوق دلالتى بر این مقصود نخواهد داشت و درست به این میماند كه كسى بگوید خداوند، عده‏اى را از میان انسانها (انسانهاى تمام قرون و اعصار) برگزید كه یكى از آنها آدم است در این صورت هیچ لزومى ندارد كه در عصر و زمان آدم، انسانهاى دیگرى وجود داشته باشند كه نام عالمین بر آنها اطلاق گردد و یا آدم از میان آنها برگزیده شود. به خصوص اینكه سخن در برگزیدن خدا است خدایى كه از آینده و نسلهایى كه در زمانهاى بعد مى‏آیند به خوبى آگاه بوده است .

و اما مهمتر دلیلى كه طرفداران ثبوت انواع از آیات قرآن، انتخاب كرده‏اند، آیات مورد بحث و مانند آن است كه مى‏گوید:

خداوند انسان را از گل خشك كه از گل تیره رنگ بد بوى گرفته شده بود آفریده جالب اینكه این تعبیر هم در مورد خلقت" انسان" گفته شده (وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ- آیه 26 حجر) و هم درباره" بشر" (وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّی خالِقٌ بَشَراً مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ- آیه 28 حجر) و هم به قرینه ذكر سجده فرشتگان بعد از آن در مورد شخص آدم آمده است ظاهر این آیات در بدو نظر چنین مى‏گوید كه آدم نخست از گل تیره رنگى آفریده شد و پس از تكمیل اندام، روح الهى در آن دمیده شد و به دنبال آن فرشتگان در برابر او به سجده افتادند، بجز ابلیس.

طرز بیان این آیات چنین نشان مى‏دهد كه میان خلقت آدم از خاك و پیدایش صورت كنونى انواع دیگرى وجود نداشته است.

و تعبیر به" ثم" كه در بعضى از آیات فوق آمده و در لغت عرب براى" ترتیب با فاصله" آورده مى‏شود، هرگز دلیل بر گذشتن ملیونها سال و وجود هزاران نوع نمى‏باشد، بلكه هیچ مانعى ندارد كه اشاره به فاصله‏هایى باشد كه در میان مراحل آفرینش آدم از خاك و سپس گل خشك و سپس دمیدن روح الهى وجود داشته.

لذا همین كلمه" ثم" درباره خلقت انسان در عالم جنین و مراحلى را كه پشت سر هم طى مى‏كند آمده است، مانند: یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ ... ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ:" اى مردم اگر تردید در رستاخیز دارید (به قدرت خدا در آفرینش انسان بیندیشید) كه ما شما را از خاك آفریدیم سپس از نطفه. سپس از خون بسته شده، سپس از مضغه (پاره گوشتى كه شبیه گوشت جویده است) ... سپس شما را به صورت طفلى خارج مى‏سازیم، سپس به مرحله بلوغ مى‏رسید" (سوره حج آیه 5).

ملاحظه مى‏كنید كه هیچ لزومى ندارد" ثم" براى یك فاصله طولانى باشد، بلكه همانگونه كه در فواصل طولانى به كار مى‏رود در فاصله‏هاى كوتاه هم استعمال مى‏شود.

از مجموع آنچه در بالا گفتیم چنین نتیجه مى‏گیریم كه آیات قرآن هر چند مستقیما در صدد بیان مساله تكامل یا ثبوت انواع نیست، ولى ظواهر آیات (البته در خصوص انسان) با مساله خلقت مستقل سازگارتر است، هر چند كاملا صریح نیست اما ظاهر آیات خلقت آدم بیشتر روى خلقت مستقل دور مى‏زند، اما در مورد سایر جانداران قرآن سكوت دارد.

                      

برگرفته از تفسیر نمونه 




نوع مطلب :
برچسب ها : داروینیسم، انسان از نسل میمون، مسگرآباد، مسجد رسول اکرم ص، مسعودیه،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 17 فروردین 1394
          
یکشنبه 3 اسفند 1393

در قسمت اول بحث، به برخی روایات درباره فضیلت و جایگاه آیه الکرسی اشاره ای شد اکنون به احادیثی در زمینه خواص تلاوت آیه الکرسی اشاره می شود.

الف: آیه الکرسی در تعقیبات نمازهای واجب:

وَ عَنْهُ، عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عُلْوَانَ عَنْ جَعْفَرٍ، عَنْ أَبِیهِ قَالَ: قَالَ: رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ لِعَلِیٍ‏.

«یَا عَلِیُّ، عَلَیْكَ بِتِلَاوَةِ آیَةِ الْكُرْسِیِ‏ فِی دُبُرِ [ال] صَلَاةِ الْمَكْتُوبَةِ، فَإِنَّهُ لَا یُحَافِظُ عَلَیْهَا إِلَّا نَبِیٌّ أَوْ صِدِّیقٌ أَوْ شَهِیدٌ»[1]

ترجمه: امام صادق علیه السلام از قول پدرشان امام باقر علیه السلام میفرماید که رسول الله(ص) فرمود: «علی جان بر تو باد به تلاوت آیةالکرسی در تعقیب نمازهای واجب همانا مراقبت نمیکنند بر آن مگر نبی و راستگویان و یا شهدای راه خدا.

ب: آیه الکرسی در هنگام خواب:

مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ وَ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ جَمِیعاً عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: تَسْبِیحُ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ ع إِذَا أَخَذْتَ مَضْجَعَكَ فَكَبِّرِ اللَّهَ أَرْبَعاً وَ ثَلَاثِینَ وَ احْمَدْهُ ثَلَاثاً وَ ثَلَاثِینَ وَ سَبِّحْهُ ثَلَاثاً وَ ثَلَاثِینَ وَ تَقْرَأُ آیَةَ الْكُرْسِیِ‏ وَ الْمُعَوِّذَتَیْنِ وَ عَشْرَ آیَاتٍ مِنْ أَوَّلِ الصَّافَّاتِ وَ عَشْراً مِنْ آخِرِهَا.[2]

ترجمه: امام جعفر صادق (ع) فرمودند: هنگامی که به رخت خواب میروی ابتدا تسبیح حضرت زهرا(س) را با 34 الله اکبر، 33 مرتبه الحمدلله و 33 مرتبه سبحان الله سپس آیه الکرسی بعد معوذتین و ده آیه اول سوره صافات و 10 آیه آخر آن را بخوان و بخواب.

ج: تلاوت آیه الکرسی در مواجهه با حیوان درنده:

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ یَحْیَى الْكَاهِلِیِّ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏ إِذَا لَقِیتَ السَّبُعَ فَاقْرَأْ فِی وَجْهِهِ آیَةَ الْكُرْسِیِ‏ وَ قُلْ لَهُ عَزَمْتُ عَلَیْكَ بِعَزِیمَةِ اللَّهِ وَ عَزِیمَةِ مُحَمَّدٍ ص وَ عَزِیمَةِ سُلَیْمَانَ بْنِ دَاوُدَ ع وَ عَزِیمَةِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع وَ الْأَئِمَّةِ الطَّاهِرِینَ مِنْ بَعْدِهِ فَإِنَّهُ یَنْصَرِفُ عَنْكَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ قَالَ فَخَرَجْتُ فَإِذَا السَّبُعُ قَدِ اعْتَرَضَ فَعَزَمْتُ عَلَیْهِ وَ قُلْتُ لَهُ إِلَّا تَنَحَّیْتَ عَنْ طَرِیقِنَا وَ لَمْ تُؤْذِنَا قَالَ فَنَظَرْتُ إِلَیْهِ قَدْ طَأْطَأَ بِرَأْسِهِ وَ أَدْخَلَ ذَنَبَهُ بَیْنَ رِجْلَیْهِ وَ انْصَرَفَ.[3]

عبدالله بن یحیی کاهلی از قول امام صادق(ع) نقل میکند که؛ امام (ع) فرمودند: هر گاه با حیوان وحشی و درنده‌ای مواجه شدی آیه الکرسی را بر صورتش بخوان و بگو « عَزَمْتُ عَلَیْكَ بِعَزِیمَةِ اللَّهِ وَ عَزِیمَةِ مُحَمَّدٍ ص وَ عَزِیمَةِ سُلَیْمَانَ بْنِ دَاوُدَ ع وَ عَزِیمَةِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع وَ الْأَئِمَّةِ الطَّاهِرِینَ مِنْ بَعْدِهِ » پس خواهی دید که از تو منصرف خواهد شد انشاءالله. راوی میگوید من از شهر خارج شدم اتفاقا حیوان درنده ای بر سر راهم نمایان شد، من آن حیوان را به همان صورت که امام ع به من یاد داده بود قسم دادم و گفتم از ما دور شو و ما را نیازار، دیدم حیوان سرش را پایین افکند و دمش را بین دو پا گذاشت و از ما دور شد.

د: آیه الکرسی برای استشفاء

فَقَالَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ إِنَّ فِی بَطْنِی مَاءً أَصْفَرَ[4] فَهَلْ مِنْ شِفَاءٍ فَقَالَ نَعَمْ بِلَا دِرْهَمٍ وَ لَا دِینَارٍ وَ لَكِنِ اكْتُبْ عَلَى بَطْنِكَ- آیَةَ الْكُرْسِیِ‏ وَ تَغْسِلُهَا وَ تَشْرَبُهَا وَ تَجْعَلُهَا ذَخِیرَةً فِی بَطْنِكَ فَتَبْرَأُ بِإِذْنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَفَعَلَ الرَّجُلُ فَبَرَأَ بِإِذْنِ اللَّهِ ثُمَّ قَامَ إِلَیْه‏[5]

سپس مرد دیگرى برخاست و عرضكرد: اى امیر مؤمنان در شكم من آب زردى است (كه موجب بیمارى من شده است) آیا شفائى دارد؟ فرمود: آرى (بى‏پول) و بدون صرف كردن درهمى و نه دینارى، بنویس آیة الكرسى‏ را بر شكمت و آن را بشوى و بیاشام و آن را در شكمت ذخیره كن (محتمل است مقصود این باشد كه تا مقدارى از زمان روى آن چیزى مخور كه در شكمت بماند) بخواست خداى عز و جل بهبودى یابى و آن مرد انجام داد و بخواست خداوند بهبودى یافت.[6]

ه: تلاوت آیه الکرسی هنگام خروج از منزل و سفر:

 عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ قَالَ حَدَّثَنَا صَبَّاحٌ الْحَذَّاءُ قَالَ سَمِعْتُ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ ع یَقُولُ‏ لَوْ كَانَ الرَّجُلُ مِنْكُمْ إِذَا أَرَادَ السَّفَرَ قَامَ عَلَى بَابِ دَارِهِ تِلْقَاءَ وَجْهِهِ الَّذِی یَتَوَجَّهُ لَهُ فَقَرَأَ فَاتِحَةَ الْكِتَابِ أَمَامَهُ وَ عَنْ یَمِینِهِ وَ عَنْ شِمَالِهِ وَ آیَةَ الْكُرْسِیِ‏ أَمَامَهُ وَ عَنْ یَمِینِهِ وَ عَنْ شِمَالِهِ ثُمَّ قَالَ اللَّهُمَّ احْفَظْنِی وَ احْفَظْ مَا مَعِی وَ سَلِّمْنِی وَ سَلِّمْ مَا مَعِی وَ بَلِّغْنِی وَ بَلِّغْ مَا مَعِی بِبَلَاغِكَ الْحَسَنِ لَحَفِظَهُ اللَّهُ وَ حَفِظَ مَا مَعَهُ وَ سَلَّمَهُ وَ سَلَّمَ مَا مَعَهُ وَ بَلَّغَهُ وَ بَلَّغَ مَا مَعَهُ قَالَ ثُمَّ قَالَ یَا صَبَّاحُ أَ مَا رَأَیْتَ الرَّجُلَ یُحْفَظُ وَ لَا یُحْفَظُ مَا مَعَهُ وَ یَسْلَمُ وَ لَا یَسْلَمُ مَا مَعَهُ وَ یَبْلُغُ وَ لَا یَبْلُغُ مَا مَعَهُ قُلْتُ بَلَى جُعِلْتُ فِدَاكَ.[7]

 

عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَ یُكْرَهُ السَّفَرُ فِی شَیْ‏ءٍ مِنَ الْأَیَّامِ الْمَكْرُوهَةِ الْأَرْبِعَاءِ وَ غَیْرِهِ فَقَالَ افْتَتِحْ سَفَرَكَ بِالصَّدَقَةِ وَ اقْرَأْ آیَةَ الْكُرْسِیِ‏ إِذَا بَدَا لَكَ‏[8].

حمادبن عثمان میگوید به امام صادق(ع) عرض کردم: آیا مسافرت در روزهای مکروه مثل چهارشنبه مکروه شمرده شده؟ امام (ع) فرمودند: سفرت را با صدقه و قرائت آیه الکرسی شروع کن ( تا اثر کراهت از بین برود و در ایمن باشی)

 

 

 



[1] قرب الإسناد (ط - الحدیثة) ؛ متن ؛ ص118

[2] كلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الكافی (ط - الإسلامیة)، 8جلد، دار الكتب الإسلامیة - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.

[3] الكافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج‏2 ؛ ص572

 

[4] ( 4) هو الصفراء التی تدفع من المثانة ممزوجة بالبول.

[5] كلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الكافی (ط - الإسلامیة)، 8جلد، دار الكتب الإسلامیة - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.

[6] كلینى، محمد بن یعقوب، أصول الكافی / ترجمه مصطفوى، 4جلد، كتاب فروشى علمیه اسلامیه - تهران، چاپ: اول، 1369 ش.

[7] الكافی (ط - الإسلامیة)، ج‏4، ص: 284

[8] المحاسن ؛ ج‏2 ؛ ص348





نوع مطلب :
برچسب ها : آیةالکرسی، مسجد رسول اکرم مسگرآباد، مسعودیه، شرح آیه الکرسی، محمدی،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 29 دی 1393
سوره بقره آیه ی 255 سوره مبارکه بقره که تقریبا هر ایرانی روزانه چند مرتبه بر زبان‌ها جاریست و با اعتقاد مسلمانان و به خصوص شیعیان عجین شده است اینجانب نیز در حد بضاعت خود به ابعادی از این ایه شریفه اشاره خواهم کرد. انشالله.

آب دریا را اگر نتوان چشید       هم به قدر تشنگی باید چشید

در فضیلت آیةالکرسی روایات متعددی در حد تواتر از پیامبر اعظم(ص) و ائمه هدی (ع) وارد شده که جهت ورود به بحث به چند مورد آن اشاره می‌شود:
1. در حدیث معروفی که اکثر مفسرین به آن اشاره کرده‌اند این آیه‌ی شریفه را قله قرآن معرفی کرده‌اند:
قال رسول‌الله(ص): لکل شیئ ذِروةٌ و ذروة القرآن آیة الکرسی
2. قال رسول‌لله ص: یا علی(ع) سیّد الکلام القرآن و سیدالقرآن البقره و سیدالبقره آیه الکرسی، یا علی(ع) اَنّ فیها خمسون کلمةٌ فی کلِّ کلمةٍ خمسون برکةً.
3. امام باقر علیه السلام میفرماید: هرکس آیةالکرسی را بخواند، خداوند هزار امر اخوشایند از امور  دنیا و هزار امر ناخوشایند از آخرت را از او برطرف میکند که اسانترین ناخوشایند دنیا، فقر و آسانترین ناخوشایند آخرت عذاب قبر است.
4. رسول خدا (ص) : آیةالکرسی را  از گنجینه‌ای که در زیر عرش است به من داده‌اند و به هیچ پیغمبری غیر از من نداده بودند، علی (ع) فرمودنداز آن وقت که این مطلب را از رسول خدا(ص) شنیدم، هیچ شبی را ب سر نکردم مگر آنکه آن را قرائت کردم.

منابع، تفسیر اطیب البیان فی تفسیر قرآن، تفسیر المیزان، تفسیر نمونه ذیل آیه الکرسی 




نوع مطلب :
برچسب ها : شرح آیه الکرسی، مسگرآباد، شهرک مسعودیه، مسجد رسول اکرم ص،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 15 دی 1393
مراسم عزاداری و ارادت به محضر سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین ع باشکوهتر از سالهای گذشته در مسجد رسول اکرم ص مسگرآباد برگزار شد که گزیده ای از تصاویر از سایت قسم وابسته به بسیج ارائه می شود.
سیاه پوش کردن مسجد قبل از محرم به وسیله جوانان متدین و بسیجیان عزیز:




سخنرانی دهه اول با موضوع سیره اخلاقی عرفانی امام حسین ع 




اطعام عزاداران حسینی در شبهای محرم

دسته عزاداری هیات محبان الحسین ع مسجد رسول اکرم ص

اقامه نماز ظهر عاشورا در میدان شیرازی شهرک مسعودیه که بانی این مراسم سالهاست به وسیله مردم متدین محله مسگرآباد صورت میگیرد.


قرائت زیارت عاشورا بعد از نماز ظهر و عصر عاشورا در میدان شیرازی شهرک مسعودیه.






عزاداری شبهای محرم به وسیله مداحان عزیر محله مسگرآباد




نوع مطلب :
برچسب ها : تهران، شهرک مسعودیه، ایام محرم، عزاداری، مسگرآباد، مسجد رسول اکرم ص،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 20 آبان 1393

این روزها آروم آروم بوی محرم به مشام میرسه خیلیا انتظار این ماه عزیز رو کشیدن و لحظه شماری میکنن تا دوباره عاشقانه در عزای حضرت عشق سینه چاک کنند و وا حسینا سر دهند. محرم که میاد خیلیا با وجود اختلاف در سلیقه، اعتقاد، مذهب و حتی دین بر گرد این شمع همیشه فروزان حلقه میزنند و یک صدا و یک دل فقط یک شعار را سر میدهند و آن هم ندای "یالثارات الحسین" است که در تمام کائنات طنین افکن است. اما چیزی که میخوام بهش اشاره کنم این که خیابونا و کوچه‌ها بوی محرم میگیرن و مساجد و تکایا سیه پوش و یقینا همه با نیت خالص پا به این عرصه میگذارند و صحنه‌های بی‌بدیل و زیبا میافرینند.

در کنار این همه زیبایی برخی صحنه‌های ناخوشایند نیز جلوه میکنند که جا دارد در این زمینه تامل بیشتری داشته باشیم. بر اساس احادیث فراوان که آزار مومن را آزار خدا و ائمه و اهل بیت میدانند، یکی از مصادیق این حدیث شریف برپایی خیمه های عزا در خیابانها و معابر شهری است که متاسفانه سال به سال به حجم آن افزوده می‌شود. در وضعیت کنونی که حجم خودروها هر روز بیشتر می‌شود و به هر بهانه‌ای ترافیک بر انبوهش افزوده می‌گردد. خیمه های عزاداری و چادرهای بزرگ آن هم وسط خیابانهای اصلی عرصه را بر مردم تنگ تر میکند و بدتر اینکه این کار از آنجا که رنگ و بوی دینی دارد اکثر مواقع بر اعتقادات پاک مردم تاثیرات منفی قابل توجهی می‌گذارد با یک گشت سطحی در شهر، این روزها میبینیم در خیابانی  که چهار باند رفت و آمد دارد برخی چادرها  و خیمه ها 3 باند خیابان را اشغال کرده و یک باند رفت و برگشت را برای عبور خودرو و پیاده‌رو باقی گذاشته، که این کار به هیچ وجه روا نیست. در این میان آیا زیبنده هست که مساجد و تکایا با 50 درصد ظرفیت یا خیلی کمتر این روزها مورد استفاده قرار بگیرد و مردم به نام عزای امام حسین رو به چادرها و خیمه ها در خیابانها بیاورند. یا با سد معبر که از آزار دهنده‌ترین کارها در زندگی شهری امروزی است کام دیگران را که همه بر عشق ابا عبدالله الحسین افتخار میکنند  با این کار تلخ کنند.

نکته پایانی اینکه اگر عوامل شهرداری و ارگانهای مسئول با این پدیده برخورد قانونی کنند، نه تنها خدشه‌ای بر حرمت ماه محرم و شهید این ماه وارد نمی‌شود بلکه به وظیفه دینی خود عمل نموده و باعث شادی دل حضرت با عبدالله الحسین و امام زمان علهیما السلام و رضایت عمومی نیز شده اند. البته از وظیفه خطیر فرهنگ‌سازی برای رونق مساجد و مراکز مذهبی نیز نباید غافل شد که مجال بحث در این زمینه در این مقال نیست.

تعجیل در ظهور حضرت حجت صلوات

 





نوع مطلب :
برچسب ها : محرم، مزاحمت خیابانی، مسگرآباد، مسجد رسول اکرم، مسعودیه، محمدی،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 29 مهر 1393

یار مــا رَخـتِ عــافیـت پـوشیـد

عاشقان مژده چشمتان روشن

 

نمازگزاران و علاقه مندان به محضر ولایت و نظام اسلامی مسجد رسول اکرم ص مسگرآباد تهران به همراه مردم سراسر کشور عزیزمان به شکرانه سلامتی مقام معظم رهبری نماز شکر به جا آورده و شیرینی پخش کردند. و برای سلامتی کامل و طول عمر نایت 

امام زمانشان دست بر دعا برداشتند.



نوع مطلب :
برچسب ها : خامنه ای، سلامتی و طول عمر، مسجدر رسول اکرم، مسگرآباد،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 25 شهریور 1393
چند وقت پیش جلسه مشترکی بین ائمه جماعات و عوامل شهرداری منطقه 15 برگزار شد که بنده نیز از فرصت استفاده کردم و شهردار را به صورت مکتوب دعوت کردم تا یه سری بیان مسجد و از نزدیک در جریان امور و مشکلات محله محروم مسگرآباد قرار بگیرند. بعد از کلی پیگیری و برو بیا و جلسه ای با شهردار محترم بالاخره قبول کردند سری به محل بزنند. تا اینکه در یک روز رمضانی تماس گرفتند که با تیمی از مسئولان شهرداری تهران و منطقه قصد تشریف فرمایی به مسجد را دارند اما بالاخره خود جناب شهردار تشریف نیاوردند و قائم مقام ایشان با همراهی جمعی از مسئولین از جمله مدیر کل شهرسازی و طرح های شهری و مهندسین طراح طرح جامع شهری در جمع عده ای از نمازگزاران با حضور اینجانب حاضر شدند و مسائل و مشکلات محل بررسی شد. در این جلسه به بررسی وضعیت محل پرداخته شد و درخواستهای اهالی مطرح گردید. در پایان مصوبات جلسه به صورت مکتوب تقدیم مسئولین محترم شد و قرار شد در اسرع وقت نسبت به عملیاتی شدن آنها اقدام شود. مصوبات این جلسه و تصاویر خبری آن در پست بعدی ارائه خواهد شد.



نوع مطلب :
برچسب ها : مسجد رسول اکرم، مسگرآباد، مسعودیه، شهرداری منطقه 15،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 20 شهریور 1393
سلام به حضور سروران عزیزم و به ویژه جوانان و نمازگزاران مسجد رسول اکرم از وقفه ایجاد شده عذر خواهی میکنم 
به چند دلیل این مدت نبودم
1. عدم دسترسی به اینترنت 
2. تنبلی و سست کاری 
3. غفلت از اهمیت کار
اما با همه این احوال قول میدم تا اونجایی که بتونم گزارشات مرتب از فعالیت های جوانان پرشور و بامعرفت مسجد مسگرآباد رو براتون انعکاس بدم.
انشالله.
برای شفای عزیز دلمان نایب الامام ولی نعمتان حضرت آیت الله امام خامنه ای یک حمد شفا قرائت کن.
 




نوع مطلب :
برچسب ها : مسگرآباد، مسجد رسول اکرم،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 20 شهریور 1393
نمازگزاران مسجد رسول اکرم ص مسگرآباد به همت کمیته فرهنگی ورزشی مسجد رسول اکرم ص و  با همکاری بسیج مسجد رسول اکرم ص صبح روز جمعه 19/2/1393 به ارتفاعات دامنه کلک چال جهت تقویت جسمی و روحی و زیارت قبور شهداری گمنام مدفون در تپه نورالشهدا رفتند.
تصاویری منتخب از این برنامه شاد و مفرح و معنوی را در ادامه مطلب ببینید.


برای دیدن عکسها به ادامه مطلب بروید


نوع مطلب :
برچسب ها : کلک چال، بچه های مسجد، مسگرآباد، مسجد رسول اکرم، شهرک مسعودیه، تپه نورالشهدا،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 20 اردیبهشت 1393

یکی از جلوه های ویژه و به یادماندنی حضور نونهالان در لباس حج است که دلنشین و زیبا به نظر میرسند.








نوع مطلب :
برچسب ها : حاجیان کوچولو، مدینه منوره، مسجد رسول اکرم مسگرآباد، مسعودیه، تهران، محمدی،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 8 اردیبهشت 1393
اسفند ماه سال 92 باز توفیق یار شد یا به عنوان مسئول فرهنگی هتل از طرف بعثه مقام معظم رهبری در مدینه منوره به مدت یک ماه حضور پیدا کنم. خدا را شاکرم که قبولم کرد تا در خدمت ضیوف الرحمن باشم .

هتل طیبه السلام مدینه منوره

دلها اینجا همه از فراق یار مینویسند


مدیر ثابت هتل از کرمانشاه فردی متدین و دوست داشتنی

مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه




نوع مطلب :
برچسب ها : تهران، مسعودیه، مسگرآباد، سفر حج، محمدی، مسجد رسول اکرم مسگرآباد،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 8 اردیبهشت 1393




نوع مطلب :
برچسب ها : پدرم، 14 ساله، تهران، مسعودیه، مسگرآباد،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 6 بهمن 1392
محفل انس با قرآن در مسجد رسول اکرم ص هر هفته چهارشنبه ها بعد از نماز عشا با حضور پرشور نوجوانان و خانواده ها با مربی گری استاد امیری از اساتید برجسته قرآنی برگزار میشود و استقبال گرم از آن مایه دلگرمی اهالی و شهرک های اطراف می باشد.




محفل انس








نوع مطلب :
برچسب ها : محفل انس با قران، مسعودیه، مسگرآباد، مسجد رسول اکرم ص، استاد امیری،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 22 دی 1392


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی